تبليغاتX
حاجی
مُحرم کعبه مجازی

وقتي مطلب بدون شرح دوربينهاي مدار بسته وبلاگ دوست عزيزم-مصطفا-را خوندم

(در وبلاگ روزهای دانشگاه )

به فكر فرو رفتم و اين رباعي به ذهنم رسيد ...

اره ديگه حالا واسه همه رو شد كه بنده هم ...اره ديگه.

رقيب تازه كه باآن مدار بسته شده

درارتفاع بلندحصار بسته شده

شده رقيب من و خيره خيره مينگرد

به آمدن شدن آن نگار بسته شده

+ نوشته شده در  83/11/29ساعت   توسط حاج علی  | 

ديالوگ1

ميگم:براي مجلس محرم چه برنامه اي داري

ميگه:فلان مداح را دعوت كردم يه زيارت عاشورا مي خونيم و بعدشم سينه زني

ميگم:اگه بخواي منبري خوب سراغ دارم

ميگه:نه بابا پارسال منبري داشتيم هيچ كس نيومد امسال به همه گفتيم فقط مداحي داريم

ميگم:عجب روزگاري شده ......

ديالوگ2

ميگم:امسال كجايي

ميگه:ميرم طبس

ميگم:مشهد جايي نبود

اهي ميكشه وميگه:اي بابامنم مجبورم اگه مريضي خانومم نبود ....

ساكت مي شه ومن ازنگاش خيلي چيزا ميخونم

+ نوشته شده در  83/11/20ساعت   توسط حاج علی  | 

هميشه يك پله پايين تريم مادلمون به چي خوشه وآقايون در چه حسابي سير ميكنن درست وقتي همه دارن ازسيستمهاي جديد زندگي امروزي استفاده ميكنن ما بايد پس مونده هاي دنياي واپس زده اونارو استعمال كنيم ميدونيد قصه بن دادن چيه وچرا به جاي اينكه اداره هاوموسسات پول نقد به حقوق بگيراشون بن ميدن؟الان عرض ميكنم مثلا اداره (ب)مياد به توليدي يا فروشگاه (ج)ميگه من برات مثلا 100نفر مشتري ميفرستم كه هركدوم حداقل 200تومن ازشما خريد مكنن به شرط اينكه شما از200تومن20تومن تخفيف بدين (مثلا)اونا هم(ج) ميگن باشه بعدش (الف)تعداد ادماشو ضربدر 180تومن ميكنه و يك چك به تاريخ اونورسال ديگه بهش ميده و به اندازه آدماش كاغذچاپ ميكنه ورو هر كدوم مينويسه 200تومن سرشم ميگيره بالا وميگه ما به هركدومتون دويست تومن بن داد در حالي كه به اندازه هر نفر 180تومن ازبودجه كسر كرديم اين ازاين حالا كه دنيا داره به سمت تكنولژي پيش ميره به جاي اينكه كاغذحروم كنن ميان با بانك هاي الكترونيك قرار داد ميبندن يكي ازهمين اداره ها آموزش پرورش بوده كه همين كارو كرده وبه جاي كاغذ كه هم محدوديت خريد براي مصرف كننده بن داره هم درد سر براي مسيولين موقع دادنشون اومدن وبه جاي كاغذ كارت اعتباري پارسيان دادن وكاغذهاي اضافي شون هم كه بايد ميرختن دور فروختن به اداره روحانيت (شوراي سابق)وبه ريش كه نه به نعلين آقايون خنديدن چرا چون از هردوطرف سود كردن ........

خود من تا ديدم روي بونها نوشته فرهنگيان حالم يه جوري شد مثل كسي كه تهمونده غذاي ديگرانو بهش تعارف كردن شماچي...؟؟؟؟؟؟!!؟!؟!؟!؟

+ نوشته شده در  83/11/17ساعت   توسط حاج علی  | 

رفته بود تو خودش وبا برگه هاي بن بازي ميكرد هر چي حساب ميكرد بازم كم بود:( لباس عيد حاج خانوم لباس عيد پسرم كادويي عروسي آق داداش نه بازم كم مياد. تازه اگه خودم نخوام عباي نو بخرم بازم پنجا شصت تومني كمه) همه احتمالات رو تو سرش بالا پايين كردبه هر كس فكرميكرد ميديد خيلي بده كاره هنوز تا محرم هم يكي دو ماهي مونده شهريه اين برجم با كمك خرجي حاج آقاگذاشتيم رو هم داديم صاب خونه خدا پدرشو بيامرزه بااينكه سه برج بدهكارم ولي هنوز آبرومو حفظ كرده.دست ميكنه وهمه جيباش وميگرده با اينكه مطمين كه چيزي پيدا نميكنه ولي ميخواد مديون دلش نشه و ميره سراغ قبا :(اينكه جزوه امروزه ....اينم كه قبض برق با اخطار قطع خدا رو شكر آب و گاز پاي مانيست .........دوتا بليط اتوبوس ....واين ويادم رفت ...) اين كاغذآخريه ليست كسري آشپزخونست براي آخر هفته كه قرار پدر خانوم محترم بعد ازچند ماه كه هفته به هفته خونشون چتر باز ميكرديم ميخوان يه سر بيان خونه داماد عزيز......اي بابا گوشت روغن برنج اينا كه خودش ميشه ......اي داده بيداد از اون زماني يادش ميياد كه به خاطر اينكه سر كار ميرفت ميخواستن شهريشو قطع كنن نگاهي به ساعت ميندازه تازه هواسش مياد سر جاش كه از اين همه فكر خوابش نبرده پا ميشه ميره وضو ميگيره..........

+ نوشته شده در  83/11/17ساعت   توسط حاج علی  |