تبليغاتX
حاجی
مُحرم کعبه مجازی

این روزها به خودم رنگ زرد میمالم

یعنی قناریم وغمم را قشنگ میخوانم

+ نوشته شده در  84/07/30ساعت   توسط حاج علی  | 

تا حالا به این فکر کردین که مراجع تقلید چه وظیفه ای دارندیا لا اقل در سال چه کارهایی را بر حسب وظیفه انجام میدهند ؟؟

یکی از مهم ترین مسایل چالش ساز اسلام در زمان غیبت کبری حضور نا کام مراجع تقلید علی الخصوص در 50سال اخیر است که سوای عده معدودی چون ایت الله خویی ایت الله خمینی ایت الله سیستانی و...عمدتا مراجع ما با حضور منفعل باری از دوش اسلام درد کشیده بدون امام بر نداشته اند ...

چرا این را میگویم :

مدتی پیش برای گرفتن استفتا با دفاتر چندنفر از مراجع در ارتباط بودم گذشته از اینکه در رسیدگی به امور هیچ کدام به خوبی عمل نمی کردند یک قصه برایم جالب تر از همه بود:

.....ساعت 5عصر

..تق تق تق

-(سرش را از پنجره بیرون کرده ..)بله

-سلام علیکم

-علیک سلام

-اقا یون تشریف نیاوردن

-خیر روی در زدیم 5.30

(دقت میکنم میبینم کنار کاغذ پاره شده ساعات کاری یک نفر با خودکار 30دقیقه اضافه کرده)

--منتظر هستم که اقایون بیان در همین فاصله چند مُراجع دیگه هم به خیل منتظران اضافه میشن

کمی که شلوق شد همون اقای خادم در و باز کرد وجمعیت به طرف در یله شدندواین جا بود که در عین ناباوری شاهد این گفتگو بودم...

-خواهر شما چی داشتین؟

-من ظرف اب داده بودم

-حاج اقا کیسه نبات مارو میدین

-ببخشید حاج اقا خودشون خوندن

-شکلاتایی که من داده بودم ذکر بخونن امادست پلاستیکش ابی بود....

واز همه بدتر دختر جوانی بود که با پدر ومادرش از تبریز اومده بود والتماس میکرد تورو خدا حاج اقا یک وقتی بدن منو نصیحت کنن...ولی جواب این بود :حاج اقا فرصت ندارن!؟!؟!؟!شما بگین من کجا رفته بودم در خونه یک رمال دعا نویس یا بیت معظم مرجع عالی قدر شیعی .البته از باقی ماجرا ومشاجره لفظی که من با مسیولین دفتر میگذرم

حالا شما بودین دلتون نمی خواست بیاین طلبه بشین به جای این همه ضرر این اقایون دست یک نفرو بگیرین.......

+ نوشته شده در  84/07/20ساعت   توسط حاج علی  | 

كمي بيشتر توجه كنيم

شايد علت اصلي دين گريزي ما قصور خود ما باشد.

امروز در باره كفاره روزه از من سوال مي كردند كه:آقاي فلاني (روضه خوان محل)درباره كفاره فلان مطلب را گفته (البته صحيح هم نبود)از من ميخواست تكليف معلوم كنم ......

من هم طبق معمول ارجاع دادم به رساله كه با برخورد سرد انها مواجه شدم .

مييدانيد عيب اين رفتار چيست :

عادت كرديم دين را به صورت لقمه جويده شده مصرف كنيم .حتي جوري بار امديم كه جرات مراجعه به رساله را هم نداريم.اين قدر در گوش ما از عظمت اسلام و علي ومحمد گفته اند كه مثل ما ودين شده است مثل جمع قريقي كه در اطراف يك جزيره بزرگ كه قابليت اسكانش در حد بسيار عالي است دست و پا ميزنيم واز طرفي دلمان براي رفتن به جزيره شوق دارد واز طرفي خودمان رالايق اين زندگي نميدانيم وعده اي هم خواسته ونا خواسته شده اند واسطه ما وامكانات جزيره يكي نيست بگويد اين جزيره كه  درد ازما دوا نميكند زير گل برود كه بهتر است تا اينكه هر روز حسرتش را به دل ببريم .

نه عزيز دل فقط كافي است يك بار دست اين واسطه را كنار بزني

وخودت به داد خودت برسي از هر كجاي اين خوان كه ميخواهي لقمه برداري وخودت بجوي نترس دندانت نمي شكند....

+ نوشته شده در  84/07/12ساعت   توسط حاج علی  | 

چالش بزرگ حكومت هايي كه بر اساس دين بر قرار ميشوند معمولا با علماي دين صورت ميگيرد تا با مردم دين دار چرا كه حكومت با در دست داشتن رسانه ها ي مختلف ميتواند بر سلايق وعقايد يك ملت تاثير مستقيم وغير مستقيم بگذارد .

اساسا چرا چالش پيش ميايد :

بزرگي مي گفت: سياست يعني دروغ وسياست مدار هم دروغ گواست حال چطور ميشود اسلام بي دروغ را با سياست پر دروغ برادر كرد نمي دانم .

لازم ميدانم تذكر دهم قصدم حمايت از نظريه جدايي دين وسيايت نيست بلكه بسيار هم به اين نظريه علاقه مندم لكن منظوربنده رساندن اين مطلب است كه ميخواهم بدانم چطور در اين زمان اين كار را انجام ميدهيم .

با قراني كه هنوز در معناي آن گميم يا نهج البلاغه اي كه تنها به درد شيپور شدن مي خورد تا ضعف سياستمان را با به رخ كشيدن مطالب نغزي كه رد چنته در بسته مان داريم لا پوشاني كنيم .

خدايت بيامرزد اي پير سفر كرده جماران كه نيستي ببيني چه بر ما ميگذرد ...

امير مومنان علي را با عدالت علوي اش كه از عرش تا فرش شهرت نيكي دارد فقط پنج سال توانستند تحمل كنند وجاري شدن خونش را به جريان عدلش ترجيح دادند. اما اين علي بود كه پيروز شد چرا كه نه به مصلحت ونه به سياست تساهل و تسامحي نكرد ورستگار شد به اين دليل كه دين را به دينداران نفروخت وسهم المال كسي را از بيت المال قرار نداد......

+ نوشته شده در  84/07/10ساعت   توسط حاج علی  | 

ادامه مطالب بی بی سی را بعدا خواهید خواند .....


 

شايد بتوانيم اساسي ترين چالش اسلام را در اين ايام ترجمه هاي مختلفف از ان بدانيم

چنانكه ميبيينيم گذشته از فرق گوناگون اسلامي مثل اهل سنت وانواع شيعيان چند امامي

در همين مذهب جعفري خودمان نيز دسته بندي هاي مختلف وگوناگوني داريم كه بعضا پيروانشان  به تكفير جناح هاي مقابل نيز پرداخته اند مثل همين دعواي پر جنجال اهل فلسفه و غير ان ويا اختلاف وحدتي ها وكثرتي ها كه بسيار هم داغ است وشدت تكفير و الحادي كه نثار هم ميكنند بسا بشتر از با قيه فرق باشد.

كه البته  وراي اين تفكرات وخطوطي كه در اين مسير(اسلام)مشاهده ميكنيم بلا شك مسايل سياسي و اعتقادي و چه بسا در پاره اي موارد مالي هم باشد . كه البته در اين بين انچه از ماحصل اين دعاوي باقي ميماند چيزي نيست جز اسلام مثله شده اي كه نه سر دارد ونه بدني كه بتوان از ان نشاني جست .

در اين بين انانكه به خطوط گرويدند به بطلان محكومند وانانكه تماشا ميكردند در سر گرداني مبهوت ودر اين انديشه كه كدام حقند وكدام حقيقت .

حال چرا ناگهان به درد دين پرداختم :

در اين ايام كه همه به ياد عزيزان خوش اقبالي كه در دفاع از شرف وعزت ايراني با دلهاي پاك به سوي معبود پر كشيدند و يادگاراني كه تا هميشه زخم غيرت را با خود به هر كجا ميبرند تا ما به اين انديشه باشيم كه غيرت را به چه ميزاني بايد سنجيد .در پاره اي موارد چيزهايي در رسانه ها ديده ميشود كه ناخود اگاه به ياد درد دين مي افتم.

شور ارق ملي ولي با چه قيمتي:

 در دهه اخير تمام تبليغات فرهنگي  يك نتيجه بارز را در بر داشته وان هم تقسم نا محسوس مردم به خوب وبد

خوب يعني :چفيه پوش  - پاي ثابت نماز جمعه-  بسيجي- خوانواده شهيد- پاسدار- وغيره كه همه به نحوي ازعضو نهادهاي حكومتند وبي شك محترم وارزشي .

حالا كسي كه در اين بين نه به جنگ ربطي دارد (نه شهيد نه جانباز) نه در سپاه و بسيج هست ونه.... تكليفش چه ميشود .البته من هيچ كدام از اين مواردي را كه شمردم رد نميكنم بلكه در فكر اينم كه براي نسل سومي ها و چهارمي ها كه  ديني از جنگ به گردن ندارند

چه ميكنيد؟؟ چند درصد مردم ميتوانند در نهادهاي حكومتي عضو باشند بقيه را به چه اسمي ميخواهيد صدا بزنيد كه به دلشان بنشيند ؟

اگر ميخواهيد بدانيد اين فسادچرا و از كجا امده وچطور در خيابانهايي كه اسمش هرچه بوده حالا اسم شهيد شده با ناز و افتخار حركت ميكند ومثل قارچ در تمام نقاط هر شهري رشد ميكند از كجا امده بايد بدانيم كه علت چيزي نيست جزعمل كرد نا صحيح خودمان  وقتي حتي هيات سينه زني امام حسين (ع) هم به ياد شهدا ختم ميشود نتيجه اش كناره گيري نسل جدا از اين مسايل است واين خود علت جدايي طلبي اين حزبي ها وان حزبي ها ميشود.

 اين را قبول داريم كه شهدايمان با معنويت بودند وامان حسين را صدا ميزدند وجان ميدادند اما اگر همين طور پيش بريم به انجا ميرسيم كه محرم وصفر اسلام را نابود كنند . وقتي امام خميني ميگفت محرم وصفر اسلام را زنده نگه ميدارد روضه خوانها اول نماز شب خوان بودند بعد مداح اهل بيت ومحرم وصفر ان موقع فقط به امام حسين معني ميشدوبه عباس ختم ميكردند . مردم براي دل خودشان وخودشان گريه ميكردند وحالا براي دل خوشيشان وخوشيشان گريه ميكنند.

..... اين مطلب ادامه دارد

+ نوشته شده در  84/07/06ساعت   توسط حاج علی  | 

مدرسه حقانی پل تجدد

و به این ترتیب، مدرسه حقانی در قم، در اوائل دهه چهل شکل گرفت. مدرسه ای برای تربیت طلاب علوم دینی، همراه با ورزش و آموزش زبان انگلیسی، فلسفه و علوم جدید و دارای نظم و ترتیبات خاص و حتا زنگ پایان درس مثل مدارس عمومی.

این یکی از نخستین گام ها در برداشتن فاصله میان آموزش سنتی حوزه با روش های آموزش در مدارس جدید بود و نتیجه آن کم کردن بیگانگی طلاب از جامعه در حال تحول ایران و حذف تابوهایی مثل گوش دادن به رادیو یا خواندن روزنامه. غلامحسین کرباسچی، از شاگردان مدرسه حقانی، در دهه اول مدرسه از دیدگاه برخی مدارس علمیه تهران درباره طلاب مدرسه حقانی می گوید و ورود استادان غیر روحانی به این مدرسه:

"من یادم هست که در یکی از مدارس تهران، که الان هنوز هم آن مدرسه هست و هم آن مسئولی که سی سال پیش آن جا مسئولیت داشت، مدیر است، مدیر مدرسه از این که شنیده بود که ما برای مدت مثلاً یک ماه می خواهیم توی این مدرسه باشیم و احیاناً همراه خود رادیو یا روزنامه در این مدرسه بیاوریم، به شدت ناراحت شده بودند و پیغام دادند که در این جا یک وقت طلبه ها را آلوده به مسائل سیاسی و اینها نکنید. می خواهم بگویم که وضعیت فکری در یک اقشاری این چنین بود و در خود حوزه علمیه هم این وضعیت در خیلی از جاها بود. اولین جایی که شاید به صورت رسمی و در واقع بدون هیچ مانعی این امکان وجود داشت که روزنامه ها خوانده شود و تحلیل اقتصادی همين مدرسه بود. من یادم هست که یک وقتی حتی اساتیدی را که بعد از انقلاب هم خیلی مورد عنایت و توجه نبودند و شاید هم به نوعی مسائل فکری شان مورد تأیید نبود، آن موقع توسط شهید بهشتی معرفی شده بودند برای درس دادن اقتصاد در مدرسه حقانی."

مدرسه علوی تهران

در عین حال تهران نیز در تحول آموزش های مذهبی نقش خود را داشت. به جز دانشکده معقول و منقول، که نقش مهمی در تربیت نسل جدیدی از روحانیون و آشناکردن آنها با علوم و مسائل دنیای جدید بازی کرد، یک دبیرستان مذهبی هم به مرکز تربیت روشنفکران دینی تبدیل شد: مدرسه علوی. احسان نراقی درباره اهمیت این مدرسه می گوید:

"می دانید مدرسه علوی چه اثری داشته؟ مدرسه علوی مدرسه ای بود که هم علوم جدید درس می داد و هم در یک جو مذهبی بود. شاگردان مدرسه علوی وقتی دیپلم گرفتند، سی و چندتایشان در کنکور مشکل دانشگاه قبول شدند. با علم و علوم جدیده مخالفتی نداشتند، کما این که الان هم خیلی از مهندس ها و وزرای اسلامی فارغ التحصیلان مدرسه علوی اند. آقای سروش فارغ التحصیل مدرسه علوی است. این ها غیر مستقیم به حوزه کمک کردند."

+ نوشته شده در  84/07/05ساعت   توسط حاج علی  |